شهریار نیوز:
فاطمه کاوند در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با تأکید بر ضرورت بهرهگیری هوشمندانه از سفر رئیسجمهور به نیویورک اظهار کرد: سفر رئیسجمهور به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در شرایطی که ایران و آمریکا در وضعیت جنگ قرار دارند و آمریکا بهعنوان قاتل رهبر شهید و مسبب جنایات گسترده در منطقه و ایران شناخته میشود، یکی از پیچیدهترین و در عین حال مهمترین آزمونهای دیپلماسی جمهوری اسلامی است.
وی افزود: این سفر، فارغ از نقدهایی که به آن وارد شده است، فرصتهایی را ایجاد میکند که باید با هوشمندی از آن بهره برد. در ادامه نخست به فرصتهای این سفر برای تبیین مواضع کشور و تشریح مظلومیت ایران میپردازیم، سپس راهکارهایی ارائه میدهیم که میتواند نگرانیهای موجود درباره سخنرانیهای پیشین رئیسجمهور را برطرف کند و در پایان نیز به این نکته اشاره میکنیم که اگر هیئت ایرانی حضور پیدا نمیکرد، آن هم میتوانست یک اقدام سیاسی و اعتراضی قوی باشد.
نیویورک باید به تریبون رسوایی آمریکا تبدیل شود
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: اولین و مهمترین فرصت، استفاده از تریبون جهانی مجمع عمومی برای ارائه روایت رسمی جمهوری اسلامی از تحولات منطقه و جهان است. در فضایی که رسانههای غربی بیشتر روایتهای تحریفشده و یکسویهای از ایران و محور مقاومت ارائه میدهند، سخنرانی در مجمع عمومی میتواند به مثابه یک ضدروایت عمل کند.
کاوند تصریح کرد: رئیسجمهور میتواند با استناد به مستندات عینی، جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا و نقضهای مکرر حقوق بینالملل توسط این دو را برای افکار عمومی تشریح کند. این تریبون، بهویژه در شرایطی که آمریکا خود را مدعی حقوق بشر در این سالها میدانسته، فرصتی برای افشای استانداردهای دوگانه واشنگتن است.
وی خاطرنشان کرد: فرصت بعدی، بهرهگیری از فضای دیپلماسی حاشیهای مجمع عمومی است. در طول این رویداد، رهبران و مقامات کشورهای مختلف در یک مکان گرد هم میآیند و امکان دیدارها و رایزنیهای دوجانبه یا چندجانبه فراهم میشود. ایران میتواند از این فرصت برای تقویت روابط با متحدان منطقهای و فرامنطقهای و تبیین مواضع خود در قبال مسائل مهمی مانند برنامه هستهای، امنیت خلیج فارس، بحث تنگه هرمز، مبارزه با تروریسم، تعاملات اقتصادی و… استفاده کند.
وی اضافه کرد: این تحولات میتواند به تقویت جبهه مقاومت و ایران در مسائل مختلف کمک کند.
کاوند اظهار کرد: دومین فرصت، نمایش اقتدار و انفعال نداشتن در برابر دشمن است. حضور در نیویورک، حتی با وجود محدودیتهای شدید آمریکا، این پیام را به جهان میرساند که جمهوری اسلامی از مواجهه مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی ابایی ندارد و به دنبال تعامل سازنده با جامعه جهانی است؛ مشروط بر اینکه حقوق و منافع ملی آن محترم شمرده شود.
وی افزود: فرصت بعدی، ثبت مظلومیت ایران در اسناد بینالمللی است. سخنرانی در مجمع عمومی به صورت رسمی ثبت و ضبط میشود و بهعنوان یک سند تاریخی باقی میماند؛ یعنی حتی اگر رسانههای غربی سخنرانی را سانسور کنند، متن آن در آرشیو سازمان ملل باقی میماند و میتواند در آینده بهعنوان سند مظلومیت ایران مورد استناد قرار گیرد.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: فرصت بعدی، استفاده از فضای رسانهای بینالمللی است. حضور در نیویورک، توجه رسانهها و خبرنگاران بینالمللی را به خود جلب میکند. رئیسجمهور میتواند در حاشیه سخنرانی با رسانههای مختلف مصاحبه کند و پیام ایران را به گوش جهانیان برساند. این مصاحبهها اگر هوشمندانه مدیریت شوند، میتوانند تأثیری بیشتر از خود سخنرانی داشته باشند.
عقبنشینی ممنوع؛ تاکتیک را از راهبرد جمهوری اسلامی جدا کنید
کاوند ادامه داد: در کنار فرصتهای فوق، نگرانیهایی درباره سخنرانیهای پیشین رئیسجمهور وجود دارد. برخی معتقدند که لحن و فن بیان و برخی صحبتهای رئیسجمهور از موضع قدرت نبوده و در چند ماه اخیر این تصور را ایجاد کرده که ایران در حال عقبنشینی است.
وی تصریح کرد: برای رفع این نگرانی، باید تصویری روشن و منسجم از مواضع جمهوری اسلامی ارائه شود و چند راهبرد باید رعایت شود. به نظر من تفکیک صریح تاکتیک از استراتژی بسیار مهم است. باید به افکار عمومی داخلی و خارجی در این سخنرانی اینگونه منتقل شود که حضور ما یک تاکتیک دیپلماتیک برای افشای چهره واقعی آمریکا و به چالش کشیدن ادعاهای دروغین آن است، اما استراتژی کلان ما مبتنی بر اعتماد نداشتن به آمریکا، تقویت محور مقاومت، دفاع از حقوق ملت ایران و… تغییرناپذیر است.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: اگر این تفکیک به درستی انجام شود، هیچ نرمشی در لحن و رفتار صورت نمیگیرد که بخواهد به معنای عقبنشینی استراتژیک تلقی شود.
وی ادامه داد: نکته بعدی این است که اگر امکان ندارد یا نمیشود سخنرانی تند و قرایی علیه آمریکا ارائه داد، میتوان بر دادخواهی و مظلومیت ایران تمرکز کرد. با توجه به اینکه ایران و آمریکا در وضعیت جنگی قرار دارند و آمریکا قاتل رهبر ملت ایران و مسبب جنایات جنگی گسترده در ایران و منطقه و جهان شده است، بهترین رویکرد در سخنرانی، ارائه مستندات جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
از ترور سلیمانی تا جنگ؛ جنایات آمریکا را ردیف کنید
کاوند خاطرنشان کرد: سخنرانی باید پر از مصادیق عینی باشد؛ از ترور شهید سلیمانی تا ترور اسماعیل هنیه، نماینده رسمی حماس در ایران، که از آنجا تجاوز به خاک ایران شروع شد، همچنین تحریمها، از تحریمهای دارویی و قضایی گرفته تا جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه، حمایت از تروریسم دولتی، نقدهای مکرر شورای امنیت و موارد دیگر.
وی افزود: این رویکرد در سخنرانی هم افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار میدهد و هم موضع ایران را بهعنوان قربانی تجاوز تثبیت میکند.
متن سخنرانی رئیسجمهور نباید بدون تأیید نهادهای عالی کشور باشد
این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر اهمیت هماهنگی نهادی پیش از سفر گفت: مهمترین نکته، تقویت هماهنگی نهادی پیش از سفر است. یعنی پیش از هر سخنرانی باید متن و محتوای آن با نهادهای عالیرتبه کشور و حاکمیت و مواضع اعلامی رهبر معظم انقلاب هماهنگ شود تا از هرگونه ناهماهنگی و سوءبرداشت جلوگیری شود.
کاوند ادامه داد: باید یک چارچوب الزامآور به وجود بیاید که سخنرانی اعلامی، سخنرانیای باشد که توسط نهادها تأیید شده است و باید همان سخنرانی ارائه شود. این کار نباید فقط توسط چند کارشناس در همان نهاد ریاستجمهوری انجام شود، بلکه سخنرانی باید توسط نهادهای عالیرتبه تدوین و تأیید شود.
وی تصریح کرد: اگر متن سخنرانی پیش از سفر در نهادهای مربوطه بررسی و تأیید شود، دیگر نگرانی خاصی در باب مواضع موجود وجود نخواهد داشت.
هیچ دستدادن و عکس یادگاری با آمریکا نباید اتفاق بیفتد
کاوند خاطرنشان کرد: نکته بسیار مهم بعدی، پرهیز از هرگونه رابطه یا عکس سیاسی خاص با آمریکا و مقامات آمریکایی و اروپایی در این مجمع است. این موضوع میتواند دست دادن، عکس یادگاری یا هر چیز دیگری باشد که بهشدت به اعتبار ایران ضربه میزند.
وی افزود: حتی اگر پیشنهادی مبنی بر اینکه درباره مذاکرات یا انتقال پیام، حتی توسط واسطههای ما مانند پاکستان یا قطر، در آنجا پیامی با آمریکا رد و بدل شود، نباید در این سفر انجام شود؛ زیرا بهشدت به اعتبار ایران ضربه میزند.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: ایران باید بهعنوان قربانی تجاوزی که مقتدر هم هست حضور پیدا کند، مواضع خودش را اعلام کند، میخ خودش را بکوبد و برگردد و هیچ رابطه، عکس و… با آمریکا نباید اتفاق بیفتد.
اگر آمریکا را رسوا نکنیم، دستاورد سفر خنثی میشود
کاوند گفت: نکته مهم بعدی، مدیریت رسانهای هوشمند است. نیویورک فرصتی برای مدیریت رسانهای است؛ بنابراین باید پیش از سفر، یک تیم رسانهای قوی و فراجناحی برنامهریزی دقیقی برای مصاحبهها، نشستهای خبری و انتشار پیامهای کلیدی داشته باشد.
وی افزود: اگر رسانهها بهدرستی مدیریت نشوند، دستاوردهای سخنرانی، حتی اگر خوب هم باشد، خنثی میشود.
نرفتن به نیویورک هم میتوانست سیلی سیاسی به آمریکا باشد
این کارشناس مسائل بینالملل اظهار کرد: اگر هیئت ایرانی حضور پیدا نمیکرد چه میشد؟ با وجود همه این فرصتها و راهکارها، باید صریح گفت که اگر هیئت ایرانی شرکت نمیکرد هم میتوانست یک اقدام سیاسی و اعتراضی قوی باشد.
کاوند ادامه داد: حضور نیافتن، به خودی خود میتوانست این پیام را منتقل کند که ایران به جنایات جنگی آمریکا اعتراض دارد. ایران میتوانست با صدور بیانیه رسمی اعلام کند که به نشانه اعتراض به جنایات جنگی آمریکا، ترور رهبر عالیقدر، تحریمهای ظالمانه، جنایات جنگی جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و منفعل بودن نهادهای بینالمللی در برابر این جهانخواری در قرن معاصر، در مجمع عمومی سازمان ملل حضور پیدا نمیکند.
وی افزود: این موضوع خودش یک سند تاریخی میشد که مورد توجه کشورها و ملتها قرار میگرفت، در آرشیو سازمان ملل ثبت میشد و پیام ایران را به جهانیان مخابره میکرد.
ایران نباید در زمین آمریکا بازی کند
کاوند تصریح کرد: مسئله دیگر اعتراض به رفتار دوگانه نهادهای بینالمللی بود. حضور نیافتن این پیام را میرساند که ایران حاضر به بازی در زمین آمریکا نیست. نهادهای بینالمللی در واقع زمین آمریکا هستند، از جمله سازمان ملل که بارها و بارها در برابر جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی سکوت کردهاند و این سکوت، خودش نوعی همراهی با ظالم است.
وی گفت: حضور نیافتن، اعتراضی به این رفتار دوگانه است و ایران در سطح منطقهای و جهانی میتوانست اقتدار ملی خودش را تقویت کند و نیازمند این نیست که در یک تریبون محدود، یکطرفه و خاص آمریکایی، دنبال انتقال پیام خودش باشد.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: ایران از طریق نشستهای دیگر، رسانههای دیگر، فضای مجازی، دیپلماسی رسانهای و دیپلماسیهای مختلف میتواند موضع و رویکرد خودش را اثبات کند. این رویکرد هم اقتدار ملی را تقویت میکرد و هم از افتادن در دام عادیسازی رابطه با آمریکا جلوگیری میکرد.
تا جبران جنایات آمریکا، حضور در رویدادهای این کشور را کنار بگذاریم
کاوند خاطرنشان کرد: میتوانستیم این موضوع اعلامی را هم داشته باشیم که تا زمانی که آمریکا این آمریکا است و این جنایات جبران نمیشود و خساراتی از سوی نهادهای بینالمللی به ایران پرداخت نمیشود، در برابر این جنایات، ما حاضر به مشارکت در رویدادهایی که میزبانی آنها بر عهده آمریکاست، نیستیم.
وی افزود: این موضوع هم اقتدار ملی را تقویت میکرد و هم به کشورهای مستقل نشان میداد که میشود در برابر نظام سلطه ایستاد و تسلیم نشد.
سفر نیویورک نباید به عادیسازی با آمریکا ختم شود
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان گفت: در نهایت، سفر رئیسجمهور به نیویورک با توجه به قطعی بودن آن، باید به یک مدیریت هوشمندانه تبدیل شود که در آن تاکتیک از استراتژی تفکیک شود، بر دادخواهی و مظلومیت تمرکز شود، هماهنگی نهادی تقویت شود، از عادیسازی رابطه با آمریکا پرهیز شود و از ابزارهای جایگزین برای انتقال پیام استفاده شود.
کاوند تأکید کرد: باید اعتراف کرد که اگر هیئت ایرانی هم در این رویداد شرکت نمیکرد، باز یک اقدام سیاسی قوی و اعتراضی بود. حضور نداشتن با صدور بیانیهای که در آن جنایات جنگی آمریکا، ترور رهبر، تحریمهای ظالمانه، جنایات گسترده آن و انفعال نهادهای بینالمللی محکوم میشد، میتوانست یک پیام اقتدار، عزت و عدم ترس را به جهانیان مخابره کند و نشان دهد که ایران حاضر نیست در زمین ناعادلانهای که آمریکا طراحی کرده است بازی کند.
وی افزود: تصمیمگیری درباره حضور یا عدم حضور در چنین رویدادهایی باید مبتنی بر یک محاسبه راهبردی کلان باشد که در آن عزت ملی، منافع بلندمدت و انسجام داخلی بر هرگونه ملاحظه تاکتیکی مقدم باشد. امیدواریم سفر خوبی برای ایران باشد و باعث سربلندی ایران شود.















ثبت دیدگاه