شهریار نیوز:
به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آیین افتتاح کتابخانه «استاد دکتر محمدعلی موحد» همزمان با گشایش بارگاه شمس تبریزی در شهرستان خوی، با حضور مسئولان کشوری و استانی و جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر، امروز چهارشنبه (۱۵ مهر) برگزار شد.
استاد دکتر محمدعلی موحد که در این مراسم حضور نداشتند در پیامی ویدئویی تاکید کردند: برگزاری مراسمی از این قبیل امری مبارک است؛ تجدید عهدی است با بزرگانِ سَلَف و رمزی از بقا و استمرار جریان فرهنگی که ریشه در قرون و اعصار دارد.
متن کامل پیام به شرح زیر است:
“مراسمی در خوی به مناسبت مرمت و نوسازی مزار شمس تبریزی برگزار میشود. دوستان در آنجا جمع هستند و من متأسف هستم که به علت ناتوانی و ضعفِ مفرطِ غروب هنگامِ عمر، نتوانستم در خدمت آنان باشم.
با خود میاندیشم که شاعر گفته است: «من در میان جمع و دلم جای دیگر است» ولی امروز احساسی معکوس آنچه شاعر گفته است دارم؛ دلم با جمع دوستان است در خوی و تنم جای دیگر.
سلام میکنم بر خانمها و آقایانی که سعادت حضور در این مراسم را دارند و یاد میکنم از عزیزان از دسترفتهام؛ علامه عباس زریاب و محمدامین ریاحی که جایشان در این مراسم خالی است.
دستمریزاد میگویم به صاحب همتان بلند نظر که پروژه نوسازی این بقعه متبرک را به گردن گرفتند و موفقانه از فراز و فرود حوادث گذراندند و تبریک میگویم به همشهریهای خطه نخبهپرور و پُربرگ و بارِ خوی که از چنین موهبتی برخوردار هستند.
برگزاری مراسمی از این قبیل به هر مناسبت و هر بهانه که باشد، امری مبارک است؛ تجدید عهدی است با بزرگان سَلَف و رمزی از بقا و استمرار جریان فرهنگی که ریشه در قرون و اعصار دارد.
و من اینک در گوشه منزل خود در تهران نشستهام و به قول سعدی «تأمل همیکنم در اوضاع و احوال زمانه» و شباهت شگفتی میان این شرایط (یعنی شرایط امروزی) با آنچه در قرن هفتم در روزگار شمس و مولانامیگذشت، میبینم.
مقصودم البته اشاره است به تاختوتاز بیامان مغول در آن ایام که در برخی جاها (مثل نیشابور) حتی بر سگ و گربه هم ابقا نکردند و فضایِ تاریکِ غمآلودِ نومیدیبار که لاجرم بر آن روزگار حاکم بود و شباهت تام آن با کُشتوکشتارها و ویرانگریهای حاصل از بمبارانها در عصر ما؛ غزه، ایران و … .
و غریو غوغای تهدید و نعرههای مهیبِ عنیف که مدام سر میدهند و جهان ما را به وحشتسرایِ پرمخافتِ شومی مبدل ساختهاند.
آری، در قرن هفتم نیز مشابه چنین اوضاع و احوالی حاکم بود و در آن شرایط بود که شمس و مولانا سر برآوردند و سَلای «محبت و مهر» دادند و لوای «عزت و امید» برافراشتند.
و اینک به چشمِ دلِ من چنان مینماید که شمس و مولانا رجعت میکنند؛ زیرا میبینم در کنار جریان دوزخی، بازار مولانا رونق شگفتانگیزی میگیرد.
مقالات شمس چشم میشود و نظر صاحبدلان را در شرق و غرب به خود جلب میکند.
نوسازی مزار شمس هم به چشم من از علائم آن رجعت حیرتانگیز است؛ جرقهای هرچند کوچک در همان مسیر.
این البته نگرشی است احساسی و عاطفی، نه عقلانی و علمی؛ منظور نیست که بگوییم بنبستهای عظیم اقتصادی و سیاسی جهان امروز با رجوع به شمس و مولانا قابل حل است، توضیح این مقال از حوصله یادداشتی سردستی خارج است.
در نوشتههای سابق من شکایتها هست از وضع نابسامان مزار شمس پیش از این نوسازی و من این یادداشت را ناظر به آن سابقه به دست گرفتهام و چیزی را که نوشتهام میخوانم تا ضبط شود.
هرچند میدانم دستم در نوشتن سخت لرزان است و صدایم در خواندن لرزانتر اما میخواهم یادگاری از من در این مراسم که از حضور در آن محروم هستم، ثبت شود.
و میبینم که یارای ادامه سخنران ندارم، به همین مقدار بسنده میکنم و این چند بیت از مولانا را میخوانم:
«مثال ده که نریزد گلی ز شاخ درخت
مثال ده که کند توبه خار از خاری
مثال ده که رهد حرص از گداچشمی
مثال ده که طمع وارهد ز طراری
تنا ز کوه بیاموز سر به بالا دار
که کان عشق خدایی نه کم ز کهساری
چو غوره از ترشی رو به سوی انگوری
چو نی برو ز نیی جانب شکرباری»
گفتنی است، در این کتابخانه (با زیربنای ۴۰۰ مترمربع) ۸ هزار جلد کتاب مرتبط با شمس، مولانا و میراث فکری و فرهنگی این حوزه، گردآوری شده است.















ثبت دیدگاه