شهریار نیوز:
محمد خلیل، داور بخش مستند بینالملل نوزدهمین جشنواره فیلم مقاومت در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره آشنایی خود با سینمای جنگ ایران اظهار کرد: شخصا از دوران نوجوانی با سینمای جنگ ایران آشنا هستم و برخی از آثار آن دوره همچنان در خاطرم مانده است.
وی با بیان اینکه چندان علاقهمند به فیلمهای اکشن نیستم و بیشتر فیلمهایی را دوست دارم که در کنار موضوع جنگ به روابط انسانی و پیامدهای اجتماعی آن میپردازند، افزود: برای مثال، فیلمهایی همچون «بوی پیراهن یوسف» و «آژانس شیشهای» از آثاری هستند که برایم اهمیت دارند. همچنین «باشو، غریبه کوچک» را یکی از فیلمهای تأثیرگذار سینمای ایران میدانم.
«باشو، غریبه کوچک»؛ روایتی انسانی از جنگ
این داور بخش مستند بینالملل جشنواره مقاومت با اشاره به تأثیرگذاری فیلم «باشو، غریبه کوچک» بیان کرد: چندی پیش این فیلم را در صفحهای که در آن محتوای سینمایی تولید میکنم معرفی کردم و با استقبال بسیار خوبی مواجه شد. واکنش مخاطبان برایم جالب بود؛ چراکه نشان میداد این فیلم با وجود گذشت سالها از زمان تولید، همچنان ظرفیت برقراری ارتباط با مخاطب را دارد.
خلیل ادامه داد: «باشو، غریبه کوچک» درباره جنگ است، اما جنگ را از زاویهای متفاوت روایت میکند. داستان کودکی عربزبان از اهواز که سوار کامیون میشود و به شمال ایران میرود، نمونهای از روایت انسانی و تأثیرگذار درباره جنگ است. به نظرم این نوع فیلمها تأثیر عمیقتری بر مخاطب میگذارند؛ زیرا بهجای پرداخت مستقیم و شعاری به جنگ، به سراغ انسانها، روابط و تجربههای مشترک آنها میروند.
وی با اشاره به فیلم «آژانس شیشهای» گفت: این فیلم نیز اثر بسیار مهمی است و هنوز هم وقتی آن را تماشا میکنم، تحت تأثیر قرار میگیرم. فیلم به مسئله رزمندهای میپردازد که جان خود را برای کشور و سرزمینش به خطر انداخته، اما پس از جنگ با شرایط و برخوردهایی مواجه میشود که برای مخاطب پرسشبرانگیز است. به نظرم پرداختن به چنین موضوعاتی بسیار تأثیرگذارتر از نمایش صرف درگیری و کشتار است.
این مستندساز با اشاره به دیگر آثار سینمای جنگ ایران عنوان کرد: «لیلی با من است» ساخته کمال تبریزی نیز فیلم بسیار خوبی است. این اثر در زمان خود اهمیت زیادی داشت و با نگاهی متفاوت به موضوع جنگ پرداخت. همچنین مستندهای شهید مرتضی آوینی را باید بهعنوان یک مدرسه برای مستندسازان در نظر گرفت. به اعتقاد من، آثار آوینی همچنان برای هر کسی که میخواهد در حوزه مستندسازی فعالیت کند، آموزنده و قابل توجه است.
سینمای جنگ ایران و عراق؛ دو رویکرد متفاوت به تبلیغات
خلیل در ادامه درباره تفاوت سینمای جنگ ایران و عراق و شیوه بازنمایی جنگ در دو کشور اظهار کرد: تبلیغات و پروپاگاندا در دوران جنگ اهمیت بسیار زیادی داشت و هر دو طرف تلاش میکردند از سینما برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده کنند. همانطور که در سینمای ایران آثاری ساخته میشد که سرباز ایرانی را در موقعیت قهرمانانه نشان میداد، در طرف مقابل نیز چنین رویکردی وجود داشت.
وی افزود: در عراق نیز برای ساخت فیلمهای تبلیغاتی از ظرفیت فیلمسازان مطرح جهان استفاده میشد. برای نمونه، در یکی از پروژههای سینمایی عراق با عنوان «مسئله کبران»، از فیلمسازان مطرح جهان دعوت شد تا اثری در راستای اهداف حکومت وقت تولید کنند. بنابراین سینما در آن دوره، بهویژه در عراق، کارکرد تبلیغاتی پررنگی داشت.
داور بخش مستند بینالملل نوزدهمین جشنواره فیلم مقاومت با تأکید بر تفاوت ظرفیتهای سینمایی دو کشور تصریح کرد: سینمای ایران از نظر کیفیت، ساختار و تجربه سینمایی، یک سر و گردن بالاتر از سینماهای منطقه قرار دارد و اساساً قابل مقایسه با وضعیت تولید سینما در عراق نیست. در عراق تولید آثار سینمایی به گستردگی ایران وجود ندارد و معمولاً تعداد محدودی از جوانان علاقهمند به سینما تلاش میکنند فیلمهایی تولید کنند.
خلیل ادامه داد: در ایران آثار شاخص و ماندگاری در حوزه سینمای جنگ تولید شده است. فیلمسازانی مانند ابراهیم حاتمیکیا، رسول ملاقلیپور و کمال تبریزی هرکدام در این حوزه آثار مهمی داشتهاند. بسیاری از این فیلمها در تاریخ سینمای ایران جایگاه ویژهای دارند و برخی از آنها در زمان اکران نیز با استقبال مخاطبان مواجه شدند.
وی با اشاره به کارکرد سینمای جنگ در دوران تولید این آثار گفت: باید توجه کنیم که هر فیلمی در بستر تاریخی و اجتماعی خودش معنا پیدا میکند. آثار جنگی ایران در دورهای ساخته شدند که کشور به روایتهایی درباره دفاع از سرزمین و تشویق مردم به حضور در جبهه نیاز داشت. این آثار در آن مقطع زمانی تأثیر خود را گذاشتند و بخشی از وظیفهای را که بر عهده داشتند، انجام دادند.
این فیلمساز عراقی افزود: البته نباید فراموش کنیم که بخشی از این آثار، حتی در داخل ایران نیز امروز کمتر از گذشته دیده میشوند. با این حال، ارزش تاریخی و سینمایی آنها همچنان قابل توجه است. در مقابل، سینمای جنگ عراق بیشتر بر وجه تبلیغاتی متمرکز بود و از نظر تنوع روایی و کیفیت سینمایی، با تجربه ایران فاصله داشت.
«به وقت شام»؛ فیلمی که با مخاطب عراقی ارتباط برقرار کرد
خلیل در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به ظرفیت نمایش آثار سینمای جنگ ایران در کشورهای منطقه بیان کرد: در سالهای اخیر، سینمای ایران در سطح بینالمللی بیشتر با نامهایی مانند اصغر فرهادی و عباس کیارستمی شناخته میشود. بسیاری از مخاطبان خارجی حتی با برخی از فیلمسازان مهم و تأثیرگذار ایران آشنایی ندارند. برای مثال، وقتی از کیانوش عیاری صحبت میکنیم، ممکن است برخی مخاطبان خارجی او را نشناسند.
وی با بیان اینکه این مسئله تا حدود زیادی به ضعف در توزیع و پخش بینالمللی آثار ایرانی بازمیگردد، گفت: فیلمسازان مهمی در ایران وجود دارند که آثارشان ظرفیت دیده شدن در خارج از کشور را دارد، اما سازوکار مناسبی برای معرفی و عرضه این آثار در بازارهای جهانی وجود ندارد.
این داور جشنواره مقاومت درباره فیلم «به وقت شام» ساخته ابراهیم حاتمیکیا اظهار کرد: این فیلم در برخی کشورهای منطقه، بهویژه عراق، دیده شد و با استقبال مخاطبان مواجه شد. دلیل این استقبال نیز مشخص بود؛ زیرا فیلم درباره موضوعی صحبت میکرد که برای مردم عراق آشنا و ملموس بود.
خلیل ادامه داد: در این فیلم به موضوع دفاع از حرم حضرت زینب (س) و مقابله با گروههای تروریستی پرداخته میشود. این مسئله برای بخشی از جامعه عراق نیز تجربهای نزدیک و قابل درک بود. به همین دلیل مخاطبان عراقی توانستند با داستان فیلم ارتباط برقرار کنند.
وی با انتقاد از محدود بودن فرصت نمایش آثار ایرانی در کشورهای دیگر گفت: مشکل اینجاست که چنین فیلمهایی گاهی فقط یک بار در کشوری مانند عراق نمایش داده میشوند و پس از آن دیگر فرصتی برای دیده شدن پیدا نمیکنند. درحالیکه اگر برنامهریزی مناسبی برای اکران، توزیع و معرفی این آثار وجود داشته باشد، میتوانند مخاطبان بیشتری پیدا کنند.
تولید مشترک؛ راهی برای افزایش تأثیرگذاری سینمای مقاومت
خلیل با تأکید بر ضرورت گسترش همکاریهای سینمایی میان ایران و کشورهای منطقه خاطرنشان کرد: به نظرم ایران باید در این زمینه رویکرد متفاوتی در پیش بگیرد. یکی از راهکارهای مهم، حرکت به سمت تولید آثار مشترک با کشورهای منطقه است.
وی افزود: وقتی یک فیلم صرفاً بهعنوان محصول سینمای ایران ساخته میشود و بعد برای نمایش به کشور دیگری میرود، ممکن است نتواند بهخوبی با مخاطب آن کشور ارتباط برقرار کند. اما وقتی تولید مشترک شکل میگیرد و فیلمسازان و عوامل کشورهای مختلف در ساخت آن مشارکت دارند، امکان برقراری ارتباط با مخاطبان بیشتر میشود.
این مستندساز با اشاره به اهمیت شناخت فرهنگ و تجربه زیسته مخاطبان کشورهای مختلف گفت: تولید مشترک میتواند به فیلم کمک کند تا از زاویه دیدهای متنوعتری به موضوع بپردازد. چنین آثاری نهتنها برای مخاطب ایرانی، بلکه برای مردم کشورهای دیگر نیز قابل درکتر خواهند بود و شانس بیشتری برای حضور در عرصه بینالمللی خواهند داشت.
انسانیت؛ نقطه مشترک مخاطبان سینمای مقاومت
داور بخش مستند بینالملل نوزدهمین جشنواره فیلم مقاومت در پاسخ به این پرسش که سینمای مقاومت در آینده باید چه ویژگیهایی داشته باشد، اظهار کرد: به نظرم باید از یک مفهوم اساسی شروع کنیم و آن انسانیت است. انسانیت چیزی است که میتواند همه آدمها را فارغ از ملیت، زبان، جغرافیا و باورهایشان کنار یکدیگر قرار دهد.
خلیل ادامه داد: هر فیلمسازی ممکن است اهداف و نگاه ایدئولوژیک مشخصی داشته باشد و بخواهد درباره موضوعی خاص فیلم بسازد؛ اما آنچه میتواند اثر را برای مخاطبان مختلف قابل فهم و تأثیرگذار کند، توجه به ابعاد انسانی داستان است.
وی تصریح کرد: وقتی شما یک فیلم انسانی میسازید، مخاطب عراقی، اروپایی و مردم کشورهای دیگر نیز میتوانند آن را تماشا کنند و با آن ارتباط بگیرند. ممکن است فیلمساز اهداف و دیدگاههای خودش را داشته باشد، اما اگر بتواند روایتش را بر پایه مسائل انسانی بنا کند، اثرگذاری آن بسیار بیشتر خواهد شد.
این داور جشنواره مقاومت در پایان تأکید کرد: آینده سینمای مقاومت باید به سمت روایتهایی حرکت کند که علاوه بر پرداختن به موضوعات ایدئولوژیک و سیاسی، انسان و تجربههای مشترک بشری را در مرکز توجه قرار دهند. چنین سینمایی میتواند از مرزهای جغرافیایی عبور کند، مخاطبان بیشتری به دست آورد و پیام خود را به شکلی عمیقتر به جهان منتقل کند.


















ثبت دیدگاه