شهریار نیوز:
به گزارش خبرگزاری ایمنا، بعضی پیوندها با فاصله شکل نمیگیرند و با شهادت هم پایان نمییابند. میان دو انسان، گاهی محبتی شکل میگیرد که ریشه آن در ایمان و آرمان است؛ محبتی که سالها در میدان مبارزه، در روزهای سخت و در لحظههای پیروزی و داغ، خود را نشان میدهد و سرانجام به بخشی از تاریخ یک ملت و یک جبهه تبدیل میشود.
رابطه رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیتالله سیدعلی خامنهای و شهید سیدحسن نصرالله از همین جنس بود؛ رابطهای که در آن «سید عزیز مقاومت» فقط یک فرمانده و رهبر سیاسی برای جبهه مقاومت نبود و سیدحسن نصرالله نیز برای رهبر شهید، تنها یکی از فرماندهان میدان به شمار نمیآمد. میان این دو، زبان مشترکی وجود داشت؛ زبان ایمان، مقاومت، مجاهدت و عشق به آرمانی که هر دو زندگی خود را برای آن گذاشته بودند.
امروز که دو سال از شهادت سیدحسن نصرالله میگذرد، این پیوند هنوز در کلمات و رفتار رهبران جبهه مقاومت دیده میشود؛ این بار در نسل تازه رهبری انقلاب. آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر جوان انقلاب اسلامی در پیام اخیر خود به مناسبت دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، او را «امیر قهرمان عرب و نماد بزرگ جبهه مقاومت» و «شهید عالیقدر» خطاب کرد؛ تعبیری که نشان میدهد نام سیدحسن همچنان در حافظه رهبری انقلاب با همان جایگاه و حرمت زنده است.
«سید عزیز مقاومت»؛ نامی که از دل رهبر شهید میآمد
رهبر شهید انقلاب نیز در سالهای مختلف، از سیدحسن نصرالله با تعابیر متفاوتی یاد کرده بود؛ «مجاهد کبیر»، «پرچمدار مقاومت در منطقه»، «عالم بافضیلت دینی»، «رهبر مدبر سیاسی»، «شخصیتی باعظمت» و «سید عزیز مقاومت».
اما شاید هیچ تعبیری به اندازه «سید عزیز» نتواند عمق این رابطه را نشان دهد.
برای رهبر شهید، سیدحسن نصرالله فرماندهای بود که سالها در خط مقدم مقاومت ایستاد و لبنان را به یکی از نمادهای ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی تبدیل کرد. او بارها از مجاهدتهای سیدحسن تمجید کرد و برای او و رزمندگان حزبالله دعا کرد.
در یکی از پیامهای رهبر شهید پس از شهادت سیدحسن نصرالله نیز تأکید شد که پایهای که او در لبنان بنا کرده و به دیگر مراکز مقاومت جهت داده است، با شهادت او از میان نخواهد رفت و خون او و دیگر شهیدان، جبهه مقاومت را مستحکمتر خواهد کرد.
این نگاه، شاید خلاصهای از تصویری باشد که رهبر شهید از سیدحسن داشت؛ فرماندهی که شهادتش پایان راه نبود، بلکه خون او میتوانست فصل تازهای از حماسه مقاومت را رقم بزند.
سیدحسن؛ شاگردی که «استاد» را میشناخت
ارادت سیدحسن نصرالله به رهبر شهید نیز چیزی نبود که تنها در سخنرانیهای رسمی دیده شود.
یکی از مسئولان در روایت خاطرهای از دیدار خود با سیدحسن نصرالله در لبنان، نقل کرده بود که دبیرکل حزبالله از شخصیتی سخن میگفت که او را «استاد» میدانست و همه چیز خود را از او میدانست؛ شخصیتی که همان آیتالله سیدعلی خامنهای بود.
دیدارهایی فراتر از جلسههای رسمی
رابطه رهبر شهید و سیدحسن نصرالله فقط در قاب دیدارهای رسمی و سخنرانیها خلاصه نمیشد. در سالهای اخیر، سیدحسن نصرالله چندین بار به تهران سفر کرد؛ سفرهایی که همیشه به شکل رسمی اعلام نمیشد. گاهی خود او برای دیدار میآمد و گاهی نیز مسئولان ایرانی از او دعوت میکردند تا درباره مسائل مهم منطقه با او گفتوگو کنند. همین دیدارهای خصوصی، تصویری متفاوت از رابطه میان آن دو به دست میدهد؛ رابطهای که در کنار تصمیمهای مهم و بحثهای پیچیده میدان، جایی برای گفتوگوی نزدیک و بیتکلف هم داشت. در یکی از همین روایتها، سیدحسن نصرالله در دیداری خصوصی از مهمترین تدبیر رهبر شهید در دوران رهبری سخن گفته و مدیریت بحران سوریه را برجستهترین نمونه دانسته بود.
روایتی که خانواده سیدحسن از این محبت دارند
شاید برای فهمیدن عمق رابطه میان رهبر شهید انقلاب و سیدحسن نصرالله، هیچ روایتی به اندازه روایت خانواده سیدحسن شنیدنی نباشد. آنها این رابطه را از بیرون میدان سیاست ندیدهاند؛ آن را در زندگی پدرشان، در نگاه و سخنان او و در سالهایی که با نام و راه رهبر شهید زندگی کرد، لمس کردهاند.
زینب نصرالله، دختر شهید سیدحسن نصرالله، درباره جایگاه ولایت فقیه در اندیشه پدرش گفته است که سیدحسن، ولایت را نخستین خط قرمز خود میدانست و باور داشت جبهه مقاومت محصول ولایت فقیه است. به روایت او، پدرش منتظر نمیماند تا همیشه فرمانی به او برسد؛ هرگاه احساس میکرد کاری موجب رضایت رهبر شهید است، برای انجام آن درنگ نمیکرد. برای سیدحسن، این رابطه یک ملاحظه سیاسی یا تشکیلاتی نبود؛ از یک باور عمیق دینی میآمد. او رهبر شهید را نایب حضرت ولیعصر(عج) میدانست.
اما شاید مهمتر از همه، توصیفی باشد که زینب نصرالله از محبت میان این دو شهید ارائه کرده است. او گفته است این محبت برای همه آشکار بود؛ محبتی که از جنس خدا، ایمان، اخلاص و رضایت الهی بود. این تعبیر، رابطه میان رهبر شهید و سیدحسن را از چارچوب یک رابطه فرماندهی و سیاسی فراتر میبرد؛ دو مجاهدی که در میدانهای سخت مقاومت کنار یکدیگر ایستادند و میانشان پیوندی شکل گرفت که ریشه در اعتقاد داشت.
در روایت دیگری، پسر شهید سیدحسن نصرالله از دیدارش با آیتالله سیدمجتبی خامنهای پیش از مراسم تشییع پدرش سخن گفته و جملهای دارد که شاید بتواند ادامه همین قصه را روایت کند. او درباره رهبر جدید انقلاب گفته است: «من افتخار دیدارش را قبل تشییع پدرش در فوریه داشتم و حرف هایی که درباره جناب سید زد باید با آب طلا نوشته شود. او فقط دوستدار سید نیست ، عاشق سید است. عاشق پدرش بود.»
این جمله، تصویری متفاوت از یک رابطه تاریخی به دست میدهد. پس از شهادت سیدحسن، وقتی بسیاری از مردم جهان او را با تصاویر میدان نبرد، سخنرانیها و پرچم مقاومت به یاد میآوردند، برای خانواده او، آنچه در دیدار با رهبر جدید انقلاب دیده شد، رنگ دیگری داشت؛ رنگ دلبستگی به انسانی که سالها با نام «سید عزیز» در کنار رهبر شهید انقلاب قرار گرفته بود.
این محبت، حالا از نسلی به نسل دیگر رسیده است. رهبر شهید انقلاب سالها سیدحسن را «سید عزیز مقاومت»، «مجاهد کبیر» و «پرچمدار مقاومت در منطقه» میخواند و پس از شهادت او نیز تأکید کرد که سید مقاومت یک شخص نبود، بلکه «یک راه و یک مکتب» بود.
دو سال بعد، آیتالله سیدمجتبی خامنهای در پیام خود به مناسبت دومین سالگرد شهادت سیدحسن، از او با عنوان «امیر قهرمان عرب و نماد بزرگ جبهه مقاومت» یاد کرد و نوشت: «شهید عالیقدر جناب سیّد حسن نصرالله» و از مقاومت و مجاهدت عاشورایی شیخ نعیم قاسم و رزمندگان حزبالله لبنان تجلیل شد.
این پیام، تنها یادکردی رسمی از سالگرد شهادت یک فرمانده نیست. در پس همین چند واژه، تصویری از تداوم یک محبت دیده میشود؛ محبتی که یک نسل آن را تجربه کرده و نسل بعدی نیز با همان حرمت و ارادت از سیدحسن یاد میکند.
میان این دو تعبیر، سالها مبارزه و یک شهادت بزرگ فاصله افتاده است؛ اما میان آن محبت، فاصلهای ایجاد نشده است. یک نسل، سیدحسن را «سید عزیز» میخواند و نسل بعد، از او به عنوان «امیر قهرمان عرب» و نماد بزرگ جبهه مقاومت یاد میکند. اینجا دیگر فقط از یک نام سخن نمیگوییم؛ از حماسهای سخن میگوییم که با شهادت دو یار قدیمی متوقف نشد و محبت میان آنان، در حافظه نسل بعد ادامه پیدا کرد.
سیدحسن نصرالله به شهادت رسید، اما مکتبی که از آن سخن گفته میشد باقی ماند. چنانکه در مجموعه بیانات رهبر شهید درباره او آمده است: «سید مقاومت، یک شخص نبود، یک راه و یک مکتب بود.» و شاید به همین دلیل است که دو سال پس از شهادتش، هنوز وقتی از او سخن گفته میشود، واژهها بوی فقدان صرف نمیدهند؛ از حماسه سخن گفته میشود، از راهی که ادامه دارد و از پرچمی که روی زمین نمانده است.
















ثبت دیدگاه