وصیت نامه شهید دانشجو «غلامرضا نفر»
قبل از ذکر وصیت نامه ای این شهید لازم به توضیح است که این وصیت نامه قبل از عملیات طریق القدس که منجر به آزادی شهر بستان شد، نوشته شده که نیمی از وصیت نامه مفقود شده بود و این نیمه ی دیگر وصیت نامه است، وصیت نامه آخرشان همراه خودشان بوده؛
ای مادر، تو درخت گلی و پدر ریشه های آن و من گلی از گلزارتان می باشم. آرزو دارم که قبل از پرپر شدن چیده شوم. هر چند که گل آخر پرپر می شود، پس چه بهتر قبل از شکفتن چیده شوم و مورد استفاده عموم گردم. آرزو دارم که بعد از مردنم بر بالینم ننالید، چون گل های نیک محمدی چیده شده الهی، بر من رشک برند.
مگر زندگی چیست جز مردن؟ همه چیز آخرش مرگ است و چه بهتر در راه هدف بمیرم. (شهادت افتخار است، پس خوشحال باشید که شهیدم) هدفی که رسیدن به آن کار هر کسی نیست. مگر خواست خدا باشد، خدایا مرا بیامرز و بر بستگان من نیرویی عطا کن تا بر مزارم راحت و آسوده بخوابم.
مادر جان، من راهیِ راهی می شوم که خود طالب آن هستم. شما بر من افتخار کنید، مبادا بر این صدامیان ضعف نشان داده و تا ابد مرا در رنج فرو بگذارید. زندگی من، همان بود که بر این دنیای خاکی، که تمام شد، هدف من، بعد از مردن من است.
ای خدا از آسمان سنگ بباران بر سر این کفار بعثی وز عزا بیرون بیاور، مادران رنج دیده من که اهدافم ز مردن بیش نیست. پس چه بهتر مرده شم وز قطره های خون من مردان خیزند. مادرم را طاقتی ده زینبی وار تا که من آسوده خوابم بر کنار لاله ای. بگذار ،لاله ای قرمز بر کنارم تا که شاهد باشد بر مزارم.
والسلام
منبع: مرکز اسناد اداره کل بنیاد شهید شهرستان های استان تهران
















ثبت دیدگاه