شهریار نیوز:
به گزارش خبرگزاری ایمنا، اعتمادبهنفس در بسیاری از موقعیتهای روزمره، از تصمیمگیریهای ساده تا پذیرفتن مسئولیتهای تازه و مواجهه با تجربههای ناآشنا، نقش مهمی ایفا میکند. برداشت ما از تواناییهایمان میتواند بر انتخابها، میزان تلاش و حتی آمادگیمان برای روبهرو شدن با چالشها اثر بگذارد. زمانی که فرد توانمندیهای خود را دستکم میگیرد، ممکن است فرصتهایی را که امکان یادگیری و پیشرفت در آنها وجود دارد، از دست بدهد.
با این حال، اعتمادبهنفس را نباید با اطمینان همیشگی، نداشتن نگرانی یا تصور بینقص بودن اشتباه گرفت. هیچ فردی در همه زمینهها توانمند نیست و احساس تردید در موقعیتهای تازه، بخشی طبیعی از تجربه انسانی است. آنچه اهمیت دارد، توانایی مواجهه با این احساسات بدون کنار گذاشتن تلاش و پذیرش این واقعیت است که مهارتها میتوانند در طول زمان رشد کنند.
یکی از موانع شکلگیری خودباوری، تمرکز بیش از اندازه بر اشتباهات و مقایسه تواناییهای خود با دیگران است. در چنین شرایطی، موفقیتها ممکن است کماهمیت جلوه کنند و ضعفها به معیاری برای قضاوت درباره تمام شخصیت فرد تبدیل شوند. تغییر این الگو به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه مستلزم دیدن همزمان نقاط قوت، محدودیتها و ظرفیتهای قابل بهبود است.
تقویت اعتمادبهنفس نیز به تغییرات بزرگ و ناگهانی نیاز ندارد و تجربه موفقیت در کارهای کوچک، شناخت تواناییهایی که پیشتر نادیده گرفته شدهاند و بازنگری در شیوه صحبت کردن با خود، میتوانند بهتدریج زمینه نگرشی متعادلتر را فراهم کنند.
تردیدها را کنار بزنیم؛ چگونه جرئت شروع کردن را در خود تقویت کنیم؟
پژمان عقدک، پزشک و سخنگوی دانشگاه علومپزشکی اصفهان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه اعتمادبهنفس یکی از شاخصهای مهم سلامت روان و از مهارتهای فردی است، اظهار کرد: اعتمادبهنفس به این معنا نیست که فرد همیشه خود را بهترین بداند یا هرگز احساس ترس و نگرانی نداشته باشد، بلکه به این معناست که تواناییهای خود را واقعبینانه بشناسد و با وجود ترس، تردید یا احتمال اشتباه، برای انجام کارهای مهم اقدام کند.
وی با بیان اینکه اعتمادبهنفس ویژگی ثابتی نیست و میتوان آن را از طریق تجربه، یادگیری و اصلاح رفتارهای روزمره تقویت کرد، افزود: برای افزایش اعتمادبهنفس میتوان از چند راهکار ساده و کاربردی استفاده کرد که نخستین راهکار، تعیین هدفهای کوچک و قابل دستیابی است و هنگامی که یک هدف بزرگ را به چند مرحله کوچکتر تقسیم میکنیم، احتمال موفقیت در هر مرحله افزایش مییابد.
پزشک و سخنگوی دانشگاه علومپزشکی اصفهان تصریح کرد: هر موفقیت کوچک نیز تجربهای از توانمندی و پیشرفت در اختیار ما قرار میدهد و همین تجربهها بهتدریج اعتمادبهنفس را تقویت میکنند، بنابراین بهجای اینکه منتظر یک تغییر بزرگ و ناگهانی باشیم، بهتر است هر روز یک هدف مشخص و قابل انجام برای خود تعیین کنیم و برای رسیدن به آن قدم برداریم.
هدف، مثبتاندیشی غیرواقعی یا نادیده گرفتن مشکلات نیست
عقدک با بیان اینکه راهکار دوم، شناخت نقاط قوت و توجه به تواناییهای فردی است، ادامه داد: بسیاری از افراد هنگام ارزیابی خود، بیشتر بر ضعفها، اشتباهات و ناکامیهایشان تمرکز میکنند و موفقیتهای خود را نادیده میگیرند یا کماهمیت میشمارند، در حالی که مرور تواناییها، مهارتها، تجربهها و کارهایی که در گذشته بهخوبی انجام دادهایم، به شکلگیری تصویری واقعبینانهتر و متعادلتر از خودمان کمک میکند.
وی گفت: برای تقویت اعتمادبهنفس لازم است در کنار شناخت زمینههای قابل بهبود، نقاط قوت خود را نیز ببینیم و برای آنها ارزش قائل باشیم و سومین راهکار، اصلاح گفتوگوی درونی است. شیوه صحبت کردن ما با خودمان تأثیر مستقیمی بر احساسات و رفتارمان دارد. وقتی مرتب به خود میگوییم «من نمیتوانم» یا «من شکست میخورم»، ممکن است پیش از شروع کار، انگیزه و توانایی خود را زیر سؤال ببریم.
پزشک و سخنگوی دانشگاه علومپزشکی اصفهان با بیان اینکه بهتر است چنین جملاتی را با عبارتهایی واقعبینانهتر جایگزین کنیم، اضافه کرد: برای مثال، بهجای اینکه بگوییم «من از عهده این کار برنمیآیم»، بگوییم «این کار برای من دشوار است، اما میتوانم آن را یاد بگیرم و با تمرین بهتر شوم». هدف، مثبتاندیشی غیرواقعی یا نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه ایجاد نگرشی منطقی، منصفانه و حمایتگر نسبت به خودمان است.
اعتمادبهنفس بیش از آنکه به احساس دائمی قدرت و اطمینان وابسته باشد، به نوع مواجهه فرد با تواناییها، محدودیتها و تجربههای زندگی مربوط است. فردی که خود را واقعبینانه ارزیابی میکند، میتواند هم نقاط قوتش را ببیند و هم زمینههایی را که به تمرین بیشتری نیاز دارند، بپذیرد؛ بدون آنکه یک اشتباه یا ناکامی را نشانه ناتوانی کلی خود بداند.
تعیین هدفهای کوچک و مشخص، فرصتی فراهم میکند تا پیشرفت از حالت یک انتظار مبهم خارج شود و به مجموعهای از اقدامهای قابل انجام تبدیل شود. هر مرحلهای که با تلاش و یادگیری پشت سر گذاشته میشود، میتواند شواهد تازهای از توانایی فرد برای پیشرفت در اختیار او قرار دهد و به این ترتیب، مسیر افزایش اعتمادبهنفس به جای وابستگی به یک موفقیت بزرگ، بر تجربههای پیوسته و واقعی استوار میشود.
در کنار رفتارها، شیوه ارزیابی ذهنی نیز اهمیت دارد. گفتوگوی درونی مبتنی بر سرزنش و پیشبینی شکست میتواند فرصت امتحان کردن و یاد گرفتن را محدود کند و در مقابل، نگاهی منصفانه که دشواریها را میپذیرد و امکان رشد را نیز در نظر میگیرد، زمینه مناسبتری برای اقدام فراهم میآورد. هدف، نادیده گرفتن واقعیتهای ناخوشایند نیست، بلکه پرهیز از قضاوتهای قطعی و غیرمنصفانه درباره خود است.
تقویت اعتمادبهنفس فرایندی تدریجی است که از شناخت بهتر خود، تجربه کردن و بازنگری در عادتهای روزانه شکل میگیرد. انتظار نداشتن از خود برای بینقص بودن و در عین حال، متوقف نشدن در برابر تردیدها، میتواند به ایجاد رابطهای سالمتر با خود منجر شود؛ رابطهای که در آن فرد نه تواناییهایش را بزرگنمایی میکند و نه ارزش و ظرفیتهایش را نادیده میگیرد.
















ثبت دیدگاه