شهریار نیوز:
به گزارش خبرگزاری ایمنا، «حملات برقآسا» و «غافلگیر کننده» و سپس پیشنهاد «صلح» راهبردی است که رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر با لبنان و پس از عملیاتهای ترور فرماندهان حزب الله در پیش گرفت و در نهایت نیز به یک آتش بس با نظارت ایالات متحده ختم شد، اما این پایان ماجرا نبود، چراکه منابع متعدد وابسته به سازمان ملل، دولت لبنان و ناظران مستقل، گزارش کردهاند علیرغم توافق آتشبس در ۲۷ نوامبر ۲۰۲۴، اسرائیل صدها بار این توافق را نقض کرده است، تا جایی که تنها در هفته اول پس از توافق، دستکم ۱۰۰ مورد و از جمله ۶۲ مورد تأیید شده توسط مقامهای لبنانی ثبت شد و در یک روز خاص ۱۰ تخطی جدید گزارش شد. همچنین تا به امروز رژیم آپارتاید اسرائیل ۴ هزار بار این آتش بس را نقض کرده است و هربار که اراده کرده لبنان را دوباره بمباران کرده، به حدی که در حملات بعد از این آتش بس تحمیلی حدود ۱۲۰ لبنانی شهید، و ۳۰۰ نفر مجروح شدند که در میان آنها بیش از ۷۰ غیرنظامی و دست کم ۹ کودک وجود دارد. همچنین نقاط راهبردی در لبنان هنوز در اشغال این رژیم است که نظارت نیروهای سازمان ملل و ایالات متحده نیز در عمل هیچ سودی برای مردم و کشور لبنان نداشته است.
حال به نظر میرسد این راهبرد که از آن تحت عنوان «دکترین ضاحیه» یاد میشود، در خصوص ایران نیز به کار گرفته شده است. دکترین ضاحیه، نخست در سال ۲۰۰۶ توسط ژنرال گادی آیزنکوت و بعداً در گازا (۲۰۰۸، ۲۰۱۲ و…)، عملیاتی شد. این استراتژی بر ویران ساختن گسترده زیرساختهای شهری هدفمند است تا قدرت بازدارندگی علیه گروههای مقاومت تقویت شود.
اصل بر این است: «اگر فشار کافی به غیرنظامیان وارد شود، آنها علیه گروههای مسلح شورش خواهند کرد و دولت مورد نظر مجبور به ترک تعارض میشود.» این همان موتور روانیای است که تاکنون در غزه و ضاحیه دیدهایم، بنابراین توییت ساعاتی قبل دونالد ترامپ در مورد توافق آتش بس میان ایران و رژیم صهیونیستی را باید در چهارچوب همین معادله معنا کرد.
شاید به همین دلیل بود که رهبر معظم انقلاب، آیتالله خامنهای، در دومین گفت و گوی تلویزیونی خود با مردم پس از آغاز جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی، صراحتاً نسبت به «صلح تحمیلی» هشدار دادند و فرمودند: «صلح یا جنگ را نمیتوان بر ایران دیکته کرد».
ایشان همچنین پیشتر در یک سخنرانی از تبعات «عقب نشینی غیر تاکیتیکی» صحبت و تاکید کرده بودند که «به تعبیر قرآن کریم، عقبنشینی غیرتاکتیکی در هر میدانی چه عرصه نظامی و چه میدانهای سیاسی، تبلیغاتی و اقتصادی، غضب الهی را به دنبال دارد.»
بنابراین در شرایط فعلی، پذیرش صلح بهقیمت توقف ضربات اولیه ممکن است فرصت و ظرفیت دشمن را برای ضربه بعدی فراهم کند. تاریخ نمونههای مختلفی از نیمهتعلیقات جنگی دارد که پس از آن، دشمن دوباره به دشمنی ادامه داده است. در شرایطی که ایران با حملات مرگبار و ویرانگر خود در قالب عملیات وعده صادق ۳ رژیم صهیونیستی را به استیصال رسانده، پذیرش صلح تحمیلی، به معنای آمادهسازی دشمن برای تجدید قوا و حمله مجدد است و گزینه عقلانی برای ایران ادامه فشار تا آنجایی است که اسرائیل و ایالات متحده واقعاً از مشروعیت تجاوز و ادامه جنگ پشیمان شوند و مطالبه مردم ایران ادامه فشار تا آنجایی است که اسرائیل و ایالات متحده واقعاً از مشروعیت تجاوز و ادامه جنگ پشیمان شوند. نباید فراموش کرد تا زمانی که مؤلفهای از بازدارندگی جدی در دشمن ایجاد نشده، «صلح نیمبند» تنها موجب ضعف موضع استراتژیک خواهد شد.














ثبت دیدگاه