







شهرزاد شهرجردی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در پاسخ به این سؤال که «موضوع جهانگردی باعث شد شما درباره جنگ هم در قصهتان حرف بزنید یا برعکس؟» گفت: نه کاملا برعکس، من میخواستم درباره جنگ حرف بزنم؛ چون متوجه شدم این سؤال بعضی از بچههاست، از جمله دختر خودم که آنزمان ششساله بود. […]
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب (ایبنا): «من؛ آنیا رشیدی در پایه ششم ابتدایی در شهرستان مریوان زندگی میکنم که از کودکی علاقه خاصی به خواندن و مخصوصاً نوشتن داستانهای کودکانه داشتم. من خیلی دوست داشتم داستانهایی که مینویسم به مرحله چاپ برسانم؛ اما چون راهش را بلد نبودم، نتوانستم به هدفم برسم تا اینکه وقتی به […]
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در روزهای کودکی برای برخی از ما گِلبازی جزو تفریحاتی بود که سعی میکردیم هر طور شده آن را تجربه کنیم؛ حتی اگر بهخاطر دستها و لباسهای گِلیمان با غرغرهای مادر مواجه میشدیم. بزرگتر که شدیم شاید در روزهای مدرسه بود که دوست داشتیم آن گِلبازی را ماهرانهتر […]
لیلا مکتبیفرد، مترجم کتاب نوجوان «پرندهی سیاه بزرگ» گفت: زمانی که این کتاب را ترجمه میکردم، درست همسن مادر بن در هنگام مرگش بودم و دخترم دقیقا همسن برادر کوچک بن بود. این کتاب به نوعی نگاهم را به مقوله مرگ تغییر داد؛ اینکه چگونه بعضی مرگها را میتوان به راحتی پذیرفت؛ اما بعضی مرگها […]
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «تا در خیابانی مهآلود گم نشوی» داستان دختری به نام سایه است. او در بازدید مدرسهای از خانهٔ شیخمحمد خیابانی باتوجه به خصوصیات و شیطنتی که دارد، از دانشآموزان جدا میشود و به زیرزمین خانهٔ شیخ میرود که ورود به آن قدغن است. در هنگام عکاسی، بهخاطر […]