شنبه, ۷ شهریور , ۱۴۰۵ Saturday, 29 August , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 28596 تعداد نوشته های امروز : 37×

آرشیو » کودک و نوجوان

همه کودکان و نوجوانان ایران فرزندان من هستند
۱۴۰۱-۰۷-۲۴

همه کودکان و نوجوانان ایران فرزندان من هستند

مسلم ناصری، نویسنده ادبیات داستانی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره بیانیه نویسندگان و فعالان حوزه کودک و نوجوان در رابطه با اعتراضات اخیر کشور و دلیل خود برای امضای این بیانیه گفت: در فضایی که مه‌آلود است هرکسی از ظن خود برداشتی می‌کند. دلیل من نوع نگاه من است؛ زیرا مساله را […]

«مورچولک و چندتا دونه» در فهرست آثار برگزیده رویداد یارستان کودکستان
۱۴۰۱-۰۷-۲۴

«مورچولک و چندتا دونه» در فهرست آثار برگزیده رویداد یارستان کودکستان

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب «مورچولک و چندتا دونه» از مجموعه داستان‌های حشره‌ریزه‌ها که از سوی نشر علمی و فرهنگی چاپ شده است، در میان ۴ هزار و ۶۶۹ اثر ثبت شده در وبسایت رویداد یارستان کودکستان به‌عنوان یکی از آثار برگزیده شناخته شد. رویداد یارستان کودکستان با هدف شناسایی، ارتقا و حمایت […]

«دختر آب» بر اساس یک مَثل تُرکی نوشته شده است
۱۴۰۱-۰۷-۲۴

«دختر آب» بر اساس یک مَثل تُرکی نوشته شده است

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ داستان نوجوان «دختر آب» به قلم الهام سیدحسینی به تازگی از سوی نشر صاد منتشر و روانه بازار نشر کتاب شده است. نویسنده کتاب در گفت‌وگو با ایبنا درباره داستان این کتاب گفت: این اثر درباره یک دختر حدودا ۱۱ ساله‌ای است که صورت کک و مکی و موهای زردی […]

اشرف خلق جهان تابان آمد
۱۴۰۱-۰۷-۲۴

اشرف خلق جهان تابان آمد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «پیامبر رحمت» از سه فصل با عنوان‌های پیامبر رحمت، تنها کلمه و یک سطل شیر شتر تشکیل شده ‌است. هر فصل از این کتاب به یک قسمت از زندگی و روایاتی که از سوی یاران پیامبر گفته شده، می‌پردازد. این کتاب توسط دنیا احمدبابوری، معصومه علیزاده‌صدقیانی و سپیده شیخلو […]

چشمان پدربزرگ با شنیدن نام «احمد» برق می‌زند
۱۴۰۱-۰۷-۲۳

چشمان پدربزرگ با شنیدن نام «احمد» برق می‌زند

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ فاطمه نعمتی: «آرام آرام شروع شد. ما داشتیم ذره ذره در خاطرات پدربزرگ فراموش می‌شدیم.» داستان فریدون و پدربزرگش این‌طور شروع می‌شود. پیرمرد مهربان خانواده در حال نامرئی شدن است. او دیگر نمی‌تواند حواسش را جمعِ چیزهایی کند که در اطرافش می‌گذرد. او دیگر نمی‌تواند خانواده‌اش را به درستی بشناسد. پدربزرگ همانند تشبیه […]